حانیه سالم | شهرآرانیوز؛ زیارت جامعهکبیره یکی از گنجینههای معنوی بزرگ شیعه است. درمیان فرازهای پرشمار این زیارت، جملهای پنجبار تکرار شده است که شاید از همه پرشورتر باشد: «بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی: پدر و مادرم و جانم و خانوادهام و تمام داراییام، فدای شما باد!» این عبارت نهصرفا یک احساس زودگذر، بلکه سندی از یک بینش توحیدی عمیق است.
معنای آن، این است که هرچه انسان در عالم هستی دارد، دربرابر جایگاه الهی امامان، ناچیز است و ارزش فدا شدن دارد. این نگاه، عبادت را از یک دادوستد ساده، خارج و آن را به یک رابطه عاشقانه و آگاهانه، تبدیل میکند. این جمله، چکیدهای از فلسفه عشق و ایثار در مکتب اهلبیت (ع) است.
در مکتب اهلبیت (ع)، عشق و عقل دو روی یک سکهاند و ضد یکدیگر نیستند. این جمله از دل یک عقلِ عاشق سر بر میآورد؛ عشقی که ریشه در شناخت دارد. کسی که جایگاه امام را در نظام هستی درک کرده، فداکاری او نه از روی هیجان، بلکه از روی معرفت است.
زیارت جامعهکبیره، عقل را به عشق پیوند میزند:
۱. بخش اول، معرفت است: نخست امام را با صفات علمی و حکمی معرفی میکند؛ مانند خزانهداران علم خدا و میراثداران پیامبران؛
۲. بخش دوم، شور است: سپس دل را به جوشش محبت میرساند؛ «پدر و مادرم فدایتان!»
در این تعادلِ میان خرد و عشق است که انسان به کمال میرسد؛ زیرا معرفت بدون محبت، سرد است و محبت بدون معرفت، کور.
در اندیشه دینی، فدا کردن خود برای امر الهی، یعنی بازگرداندن هستی محدود به سرچشمه نامحدود وجود. امامان، آیینههای صفات خداوند در زمین هستند. وقتی مؤمن میگوید جانم و مالم فدایتان، یعنی داراییهای محدودش را دربرابر حقیقت الهی که در وجود امامان جلوه کرده است، میگذارد.
فلسفه اصلی این فداکاری، رهایی از خودخواهی و منیت است. این حرکت، گذار از دایره کوچک (من) به افق وسیع (ما) و رسیدن به یک وحدت معنوی است. این فداکاری، اخلاق عاشورایی را به یاد میآورد؛ جایی که امامحسین (ع) در بالاترین نقطه فداشدن، حقیقت عشق الهی را آشکار کرد. پس این فراز، یک احساس گذرا نیست، بلکه دعوتی است به زیستی آگاهانه که انسان را از مالکیت ظاهری به بندگی آگاهانه میرساند.
عبارت «بأبی أنتم و أمی و نفسی و أهلی و مالی» در زبان عربی، نشانه نهایت عشق، اخلاص و فداکاری است. گوینده با بیان این جمله، تمام وابستگیهای اصلی زندگیاش را نثار محبوب میکند.
در نگاه ادبی، این تعبیر نوعی ایثار نمادین است که از عمق ایمان سرچشمه میگیرد. وقتی بنده این جمله را میگوید، درواقع تمرین میکند که خود را از دلبستگیهای دنیوی رها کند و امام را محور اصلی معنای زندگیاش قرار دهد. اینجا فدا شدن به معنای نابودی نیست، بلکه به معنای بازیافتن است؛ بازیافتن هویت در مسیری که به حقیقت مطلق، ختم میشود.
از دیدگاه انسانشناسی، این عبارت نشان میدهد که انسان مؤمن، تنها در اتصال به حقیقت ولایت است که به هویت حقیقی خود دست مییابد. ذکر خانواده و دارایی (أهلی و مالی)، نشاندهنده گستره پیوندهای مادی و عاطفی انسان است. واگذاری این تعلقات در مسیر ولایت، به معنای بازسازی شخصیت انسان براساس ارزش حقیقت است.
در این مقام، انسان درواقع خود را نابود نمیکند، بلکه خود جدیدی میسازد؛ خودی که آزاد از خودخواهی و اسارت دنیاست. این نگاه، چکیده اخلاق ولایی است که در آن، رهایی از نفس بهعنوان شکوفایی و رسیدن به آزادی حقیقی انسان، تعبیر میشود.
عشق به امام، تنها در خلوت دل باقی نمیماند، بلکه به رفتار اجتماعی ما روح میبخشد. کسی که حاضر است دارایی و خانوادهاش را در راه امام فدا کند، بهمراتب مسئولیتپذیرتر و انساندوستتر خواهد بود؛ چراکه امام، تجسم عدالت، رحمت و اخلاق نیکوست، بنابراین عشق به او یعنی عشق به مردم و حقیقت.
این جمله، یک الگو برای زندگی اجتماعی شیعه است. محور این زندگی، عشق الهی است که باید در خدمت به خلق و تلاش برای عدالت، تجلی یابد. شخص مؤمن پس از خواندن زیارت جامعهکبیره باید وارث همین روح باشد: دلبسته حق، خادم خلق و پیرو اخلاق امامان معصوم (ع).